به گزارش توسعه۲۴؛ ناترازی انرژی به یکی از محدودیتهای اصلی مسیر توسعه تولید و فناوری در ایران تبدیل شده است. بررسی دو بخش اقتصاد دیجیتال و صنعت فولاد نشان میدهد کمبود برق پایدار، چالشهای بخش تولید و فناوری را تشدید کرده است. از یکسو، توسعه مراکز داده و زیرساختهای فناورانه به تامین مستمر انرژی وابسته است و از سوی دیگر، در صنعت فولاد محدودیت برق، بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود را کاهش داده؛ موضوعی که با روند صدور مجوزهای جدید برای افزایش ظرفیت تولید در تضاد است.
اقتصاد دیجیتال ایران در مسیر تبدیل شدن به یکی از بخشهای پیشران اقتصاد، با یک محدودیت زیرساختی جدی مواجه است؛ محدودیتی که نه به کمبود تقاضا برای خدمات دیجیتال، بلکه به دسترسی پایدار به انرژی بازمیگردد. توسعه مراکز داده، خدمات ابری، پردازشهای سنگین، هوش مصنوعی و سایر فناوریهای نوین، نیاز این بخش به برق را افزایش داده و در شرایطی که شبکه برق کشور با ناترازی مواجه است، تامین انرژی به یکی از پیششرطهای تحقق اهداف توسعه دیجیتال تبدیل شده است.
براساس آمار وزارت ارتباطات، سهم اقتصاد دیجیتال در کشور ۷٫۱۴ درصد است و قرار است در پایان برنامه هفتم توسعه به ۱۰ درصد از تولید ناخالص ملی برسد. در این مسیر، توسعه زیرساختهای ارتباطی، ذخیرهسازی و پردازش سریع از جمله الزامات افزایش سهم اقتصاد دیجیتال عنوان شده است؛ اما رشد این زیرساختها بدون تامین برق پایدار با محدودیت مواجه خواهد شد. اقتصاد دیجیتال برخلاف بسیاری از بخشهای خدماتی، تنها به اینترنت و شبکه ارتباطی وابسته نیست؛ بلکه بخش مهمی از زنجیره ارزش آن بر مراکز داده و تجهیزات پردازشی استوار است که مصرفکننده مستقیم برق محسوب میشوند. به همین دلیل، استمرار توسعه این بخش نیازمند آن است که مساله انرژی همزمان با توسعه فناوری مورد توجه قرار گیرد.
تغییر مدل تامین برق زیرساختهای دیجیتال
ادامه وابستگی کامل زیرساختهای دیجیتال به شبکه سراسری برق، با توجه به رشد تقاضا و محدودیتهای موجود، میتواند به یکی از موانع توسعه این بخش تبدیل شود. در همین راستا، استفاده از ظرفیتهای جدید تامین برق، از خرید انرژی در بورس گرفته تا مشارکت در تولید، بهعنوان مسیرهایی برای کاهش ریسک تامین انرژی مطرح شده است. در کوتاهمدت، خرید برق از بورس انرژی میتواند یکی از گزینههای تامین برق برای فعالان این حوزه باشد؛ مسیری که امکان دسترسی مستقیمتر به منابع برق را فراهم میکند. با این حال، در افق میانمدت و بلندمدت، حرکت به سمت مشارکت در احداث نیروگاهها و سرمایهگذاری در ظرفیت تولید برق، میتواند راهکاری پایدارتر برای مصرفکنندگان بزرگ این بخش باشد. تجربه صنایع بزرگ نشان داده است که در شرایط ناترازی انرژی، صرفا اتکا به شبکه عمومی برق نمیتواند تضمینکننده استمرار تولید باشد و بسیاری از صنایع به سمت خودتامینی یا مشارکت در ایجاد ظرفیت تولید حرکت کردهاند. اقتصاد دیجیتال نیز با توجه به رشد مصرف انرژی مراکز داده، ناگزیر است بخشی از راهکارهای تامین برق خود را خارج از مدل سنتی مصرفکننده صرف جستوجو کند.
تجدیدپذیرها نیازمند مدل اقتصادی هستند
انرژیهای تجدیدپذیر یکی از گزینههای مطرح برای تامین برق زیرساختهای دیجیتال هستند، اما استفاده از این منابع نیازمند توجه به ویژگی مصرف مراکز داده است. برق خورشیدی به دلیل وابستگی به ساعات تابش، به تنهایی نمیتواند نیاز مراکزی را که باید بهصورت شبانهروزی فعال باشند، تامین کند. به همین دلیل، استفاده از تجدیدپذیرها برای اقتصاد دیجیتال نیازمند ترکیبی از تولید، ذخیرهسازی و مدیریت مصرف است. توسعه نیروگاه خورشیدی بدون در نظر گرفتن الزامات پایداری برق مراکز داده، نمیتواند پاسخگوی نیاز این بخش باشد. در کنار مسائل فنی، اقتصاد تامین برق نیز اهمیت بالایی دارد. هزینه تولید برق باید با توان پرداخت مصرفکننده و مدل اقتصادی فعالیتهای دیجیتال هماهنگ باشد. همانطور که صنایع مختلف براساس میزان مصرف انرژی و ارزش افزوده تولیدی خود، آستانه متفاوتی برای پذیرش هزینهبرق دارند، در اقتصاد دیجیتال نیز باید مشخص شود چه سطحی از هزینه انرژی همچنان توجیه اقتصادی دارد.
نبود تصویر دقیق از مصرف برق
یکی از چالشهای اساسی در برنامهریزی برای تامین برق اقتصاد دیجیتال، نبود آمار دقیق از میزان مصرف این بخش است. در حال حاضر، ارقام متفاوتی درباره سهم مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال از مصرف برق کشور مطرح میشود، اما به دلیل تفاوت در نوع فعالیت و تعرفههای مورد استفاده، تفکیک دقیق مصرف این بخش دشوار است. برخی مراکز داده با تعرفه صنعتی فعالیت میکنند، برخی دارای مجوزهای دیگر هستند و بخشی نیز تحت تعرفههای متفاوت قرار دارند. همین مساله باعث شده است که تصویر مشخصی از میزان برق مصرفی واقعی زیرساختهای دیجیتال وجود نداشته باشد. نبود آمار دقیق، تصمیمگیری درباره میزان سرمایهگذاری مورد نیاز برای تامین برق این بخش را نیز دشوار میکند. در شرایطی که توسعه مراکز داده در جهان با سرعت زیادی در حال انجام است، شناخت دقیق از ظرفیت موجود و نیاز آینده، پیشنیاز برنامهریزی برای تامین انرژی خواهد بود.
رشد فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و افزایش نیاز به پردازش داده، مقیاس مراکز داده را در جهان افزایش داده است. مراکز داده جدید به ظرفیتهای چندمگاواتی برق نیاز دارند و هر چه حجم پردازشها افزایش پیدا کند، نیاز آنها به انرژی نیز بیشتر خواهد شد.در ایران نیز افزایش سهم اقتصاد دیجیتال به معنای توسعه بیشتر مراکز داده و زیرساختهای پردازشی خواهد بود. بنابراین، شبکه برق کشور باید همزمان با سیاستهای توسعه دیجیتال، برای تامین نیاز انرژی این بخش نیز آماده شود. در نهایت، تحقق هدف افزایش سهم اقتصاد دیجیتال، تنها با توسعه فناوری و ارتباطات امکانپذیر نیست و انرژی به یکی از حلقههای تعیینکننده این مسیر تبدیل شده است. بدون طراحی مدل مشخص برای تامین برق پایدار، توسعه زیرساختهای دیجیتال با محدودیت مواجه خواهد شد و فاصله میان اهداف برنامهای و ظرفیتهای واقعی کشور افزایش پیدا خواهد کرد.
انتهای پیام/




















