به گزارش توسعه۲۴؛ شرکت چینی سی دی اعلام کرده سامانه حمل خودران معدنی متا ماین اکنون در نزدیک ۴۰ معدن و حدود ۱٬۹۰۰ کامیون معدنی مستقر شده است. درآمد شرکت در نیمه نخست سال نیز ۹۷ درصد رشد کرده و درآمد بخش رانندگی خودران بیش از دو برابر شده است؛ نشانهای از اینکه خودکارسازی حملونقل معدنی در حال تبدیل شدن به یک بازار تجاری مقیاسپذیر است.
شرکت سی دی که فعالیت خود را از رانندگی خودران آغاز کرده، اکنون فناوری خود را به سمت «هوش مصنوعی فیزیکی سنگین» توسعه میدهد. سامانههای آن برای کنترل کامیونهای بزرگ معدنی در محیطهای صنعتی و مسیرهای مشخص استفاده میشوند.
در این مدل، ارزش اقتصادی فناوری صرفاً از فروش نرمافزار هوش مصنوعی حاصل نمیشود؛ بلکه شرکت با ورود به عملیات واقعی معدن، درآمد حاصل از استقرار فناوری خودران را مستقیماً به رشد تعداد خودروهای تحت پوشش مرتبط کرده است.
معدن یکی از حوزههایی است که به دلیل محیط خطرناک، کمبود نیروی انسانی و قابلیت تعریفشدن مسیرهای حمل، از مناسبترین بخشها برای رباتیک و هوش مصنوعی فیزیکی محسوب میشود. رشد درآمد همزمان با افزایش تعداد کامیونهای خودران نشان میدهد این فناوری در معدن از مرحله آزمایشی به سمت خودکارسازی در مقیاس صنعتی حرکت کرده است.
اروپا طی سالهای اخیر برنامههای گستردهای برای تأمین مواد معدنی حیاتی تدوین کرده، اما یکی از دشوارترین چالشها همچنان حل نشده است: پیدا کردن جوامعی که حاضر باشند میزبان معادن و کارخانههای فرآوری باشند. نمونه بارز آن پروژه لیتیومی در صربستان است که اتحادیه اروپا آن را به دلیل اهمیت احتمالی برای زنجیره تأمین لیتیوم، پروژهای راهبردی میداند؛ با این حال، مخالفت عمومی با این پروژه از ۵۵.۵ درصد در اواسط ۲۰۲۴ به ۶۳.۵ درصد در مارس ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
قانون مواد خام حیاتی اتحادیه اروپا برای سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده که ۱۰ درصد از مواد خام راهبردی در داخل این اتحادیه استخراج، ۴۰ درصد فرآوری و ۲۵ درصد بازیافت شود. همچنین وابستگی به هر تأمینکننده خارجی منفرد نباید از ۶۵ درصد فراتر رود.
اما تحقق این اهداف تنها به تسریع صدور مجوزها و تأمین مالی بستگی ندارد؛ مسئله مهمتر، چیزی است که در صنعت معدن مجوز اجتماعی برای فعالیت نامیده میشود؛ یعنی پذیرش مستمر یک پروژه از سوی جوامع محلی. مخالفت جوامع محلی نیز لزوماً غیرمنطقی نیست. معادن زمین و آب مصرف میکنند، پسماند تولید میکنند و ممکن است آثار زیستمحیطی آنها سالها پس از پایان فعالیت باقی بماند.
چین نمونه متفاوتی ارائه میدهد. این کشور طی چند دهه معادن، پالایشگاهها و کارخانههای ذوب گستردهای ایجاد کرده و به جایگاه مسلطی در بسیاری از زنجیرههای مواد معدنی حیاتی رسیده است. تفاوت مهم، ساختار سیاسی چین است که امکان ایجاد مانع توسط مخالفان محلی را محدودتر میکند.
اروپا نمیتواند و نباید چنین الگویی را دنبال کند، اما این تفاوت نشان میدهد چرا چین توانسته ظرفیت فرآوری مواد معدنی را سریعتر توسعه دهد. آمریکا مدل قابلمقایسهتری دارد و با وجود مخالفتهای محلی و زیستمحیطی، از تأمین مالی دولتی، اختیارات راهبردی و تسریع فرآیند صدور مجوزها استفاده میکند.
از سوی دیگر، بازیافت در کوتاهمدت نمیتواند جایگزین استخراج اولیه شود. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند حدود دو سوم خوراک قابل دسترس صنعت بازیافت باتری در سال ۲۰۳۰ از ضایعات تولیدی تأمین شود، در حالی که حجم قابلتوجه باتریهای خودروهای برقی مستعمل تا سالهای بعد وارد چرخه بازیافت نخواهد شد. بنابراین هدف اتحادیه اروپا برای بازیافت ۲۵ درصدی مواد معدنی حیاتی، یک هدف بلندمدت مهم است، اما برای حل مشکل فعلی عرضه کافی نیست.
در نهایت، اروپا با یک تناقض اساسی روبهرو است: گذار انرژی به مقادیر عظیمی لیتیوم، مس و عناصر نادر خاکی نیاز دارد، اما بسیاری از جوامع اروپایی تمایل ندارند فعالیتهای معدنی موردنیاز برای تولید این مواد در نزدیکی آنها انجام شود.
اروپا در عمل باید بین افزایش استخراج و فرآوری داخلی یا ادامه وابستگی به معادن و زنجیرههای تأمین خارجی انتخاب کند. به بیان ساده، اروپا نمیتواند هم از توسعه معدن در داخل خودداری کند و هم به استقلال در تأمین مواد معدنی حیاتی دست یابد.
انتهای پیام/


















