به گزارش توسعه۲۴؛ بر اساس تازهترین دادههای بازار، صادرات نفت ایران در ماه اوت بهشدت سقوط کرده و خرید چین، که بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را جذب میکند، تا حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز کاهش یافته است؛ در حالی که میانگین خرید چین از ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود. این یعنی آنچه زمانی «تابآوری صادرات» نامیده میشد، اکنون با یک پرسش جدی روبهرو است: چند روز دیگر میتوان این مدل را ادامه داد؟
امیرحسین هاشمیجاوید، کارشناس مسائل انرژی اظهار داشت: مسئله امروز ایران فقط این نیست که چند میلیون بشکه نفت روی آب داریم یا چند نفتکش هنوز در مسیرند. مسئله بزرگتر و تلختر است! مسیر فروش نفت ایران در حال خشکیدن است. ذخیره شناور، هر چقدر هم بزرگ باشد، انبار بیانتها نیست. نفتی که نتواند از چاه به مشتری برسد، برای اقتصاد ایران درآمد نیست؛ فقط بشکهای است که هزینه تولید، نگهداری و ریسک آن هر روز بیشتر میشود.
زنجیره کامل فروش در حال متلاشیشدن است
او با بیان اینکه ذخایر شناور ایران در ماههای جنگ نقش یک ضربهگیر حیاتی را ایفا کرد توضیح داد: نفت را پیش از رسیدن محاصره به همه مسیرهای صادراتی، از منطقه خارج کردند و بخشی از آن را روی آب نگه داشتند. اما این راهحل در ذات خود موقتی است. اکنون همین ضربهگیر در حال تخلیه است. ذخیره شناور ایران از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه به نزدیک ۸۰ میلیون بشکه رسیده و تنها حدود ۳۰ میلیون بشکه در آبهای آسیایی قرار دارد.
از سوی دیگر، امارات نیز در ۱۹ اوت همه روابط تجاری و مالی خود با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد؛ تصمیمی که فشار بر یکی از مهمترین گرههای تجاری، مالی و لجستیکی ایران را افزایش میدهد. همزمان، آمریکا شبکههای کشتیرانی، شرکتهای پوششی و کانالهای انتقال پول مرتبط با فروش نفت ایران را هدف گرفته است؛ بنابراین مشکل فقط «نفتکش» نیست. زنجیره کامل فروش، حمل، بیمه، تسویه و انتقال پول در حال فرسودن و متلاشیشدن است.
درآمد نفتی هست اما خیلی کم است
هاشمیجاوید خاطرنشان کرد: ایران در ماههای نخست جنگ توانست از موجودیهای قبلی و فروش نفت ذخیرهشده، درآمد چشمگیری ایجاد کند. حتی گزارشهایی از تحقق حدود ۷.۵ میلیارد دلار درآمد ارزی نفتی در چهار ماه نخست ۲۰۲۶ منتشر شده است، اما این اعداد نباید ما را فریب دهند. درآمد گذشته، تضمین درآمد آینده نیست. وقتی صادرات از حدود ۱.۴ میلیون بشکه به چندصد هزار بشکه در روز سقوط میکند و سپس مقام پولی بانکی کشور از توقف صادرات سخن میگوید، مسئله دیگر «کاهش درآمد» نیست؛ مسئله شوک به جریان نقدی دولت است.
به گفته او صادرات که زمینگیر شود، تولید هم دیر یا زود آسیب میبیند. شیر چاهها را نمیتوان برای همیشه باز گذاشت، وقتی مخزنی برای انبار کردن نفت تولیدشده باقی نمانده است؛ و این همان جایی است که بحران نفت به بحران بودجه، ارز، واردات، تولید و معیشت تبدیل میشود. وقتی شریان ارزی کشوری که بودجهاش به بوی نفت معتاد است قطع میشود، بحران انرژی میتواند به سونامی تورم، اختلال در واردات و فرسایش معیشت بدل شود.
تلهای برای مرگ اقتصاد
این کارشناس انرژی اظهار کرد: تنگه هرمز برای ایران یک اهرم ژئوپلیتیک واقعی است، اما یک اشتباه راهبردی وجود دارد؛ اینکه تصور شود هر اهرم قدرتی الزاما منبع درآمد هم هست. خیال میکنند هرمز یک «باجه عوارضی» است که میتوان با ناوچه و موشک از آن دلار دوشید و حق عبور گرفت. این یک خودکشی ژئوپلیتیک است. اصرار بر انسداد هرمز در تقابل با محاصره دریایی ترامپ، پرتاب بومرنگی است که سر خودمان را میزند. بستن تنگه شاید بازار جهانی را ملتهب کند، اما همزمان، خود ایران را نیز از مسیر صادرات انرژی محروم میکند.
وی گفت: اکنون تردد نفتکشها از هرمز بهشدت کاهش یافته و بازار جهانی خود را با سناریوی طولانیشدن بحران تطبیق میدهد. کپلر نیز میگوید در دوره توافق موقت، جریان عبوری از خلیج فارس فقط حدود ۴۰ درصد میانگین سال ۲۰۲۵ بود و پس از پایان توافق، بارگیری نفت ایران دوباره سقوط کرد. اینجا یک تناقض خطرناک شکل گرفته است: هرچه هرمز بیشتر بسته بماند، اهرم ایران ممکن است بزرگتر شود؛ اما ظرفیت اقتصادی ایران برای استفاده از آن اهرم کوچکتر میشود.
هاشمیجاوید تاکید کرد: اگر هدف، گرفتن «حق عبور» یا درآمد از تنگه است، باید توجه داشت که بازار جهانی برای همیشه منتظر ایران نمیماند. مسیرهای جایگزین میسازد، ذخایر استراتژیک مصرف میشوند، قراردادهای جدید شکل میگیرند و خریداران، عرضهکنندگان دیگری پیدا میکنند. هر روزی که صادرات ایران متوقف میشود، فقط یک روز درآمد از دست نمیرود؛ یک رابطه تجاری نیز ممکن است از دست برود. این بازی با حاصلجمع صفر نیست؛ بازی باخت ماست! ما در حال تضعیف جایگاه خود در نقشه انرژی جهان هستیم و فرصت بازگشت سرمایهگذاران و شرکتهای بینالمللی را میسوزانیم.
انتهای پیام/


















