به گزارش توسعه۲۴؛ بخش معدن همواره یکی از مصرفکنندگان منابع آبی کشور به شمار میرود، اما بررسی شاخصهای رسمی نشان میدهد چالش اصلی تنها حجم مصرف آب نیست، بلکه تفاوت چشمگیر در بهرهوری اقتصادی آب میان فعالیتهای معدنی است. محاسبات بیانگر آن است که ارزش تولید به ازای هر واحد آب در برخی زیربخشها تا حدود ۹۰برابر بیش از برخی دیگر است؛ شکافی که میتواند مبنای بازنگری در سیاستهای تخصیص منابع آب باشد. تصویر بهرهوری آب در بخش معدن، ساختاری ناهمگون را نشان میدهد. برخی فعالیتها با سهم اندکی از منابع آبی، ارزش اقتصادی قابلتوجهی ایجاد میکنند، درحالیکه گروهی دیگر با وجود مصرف بیشتر آب، سهم کمتری در تولید ارزش دارند. از این رو، نسبت ارزش تولید به مصرف آب، معیار دقیقتری برای ارزیابی عملکرد زیربخشهای معدنی نسبت به مقایسه صرف حجم مصرف است.
محاسبات مبتنی بر شاخص بهرهوری آب از شکاف عمیق میان زیربخشهای معدنی حکایت دارد. بر اساس دادههای رسمی، ارزش اقتصادی ایجادشده به ازای هر مترمکعب آب مصرفی در فعالیتهای معدنی از حدود ۳.۴میلیون تومان تا بیش از ۳۱۱.۵میلیون تومان متغیر است؛ اختلافی نزدیک به ۹۰ برابر که ناهمگونی چشمگیر در ساختار ارزشآفرینی و بهرهوری آب در بخش معدن را نشان میدهد. این شکاف یک پیام مهم در خود دارد؛ هر مترمکعب آب در بخش معدن ارزش اقتصادی یکسانی تولید نمیکند. به همین دلیل، ارزیابی عملکرد زیربخشهای معدنی صرفا بر اساس حجم آب مصرفی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. آنچه اهمیت دارد، میزان ارزشی است که از این نهاده خلق میشود.
دادهها نشان میدهد در یک سوی طیف، فعالیتهایی قرار دارند که با سهمی بسیار ناچیز از منابع آبی، ارزش اقتصادی قابلتوجهی ایجاد میکنند. برای نمونه، سولفات سدیم با تنها ۰.۰۱درصد از مصرف آب بخش معدن، ۰.۱۸درصد از ارزش تولید را به خود اختصاص داده و بالاترین شاخص بهرهوری آب را ثبت کرده است. پس از آن نیز فعالیتهایی مانند سیلیس، بوکسیت، فسفات، پتاس و ید و سرب و روی قرار دارند که سهم آنها از ارزش تولید، چندین برابر سهمشان از مصرف آب است. وجه مشترک این فعالیتها آن است که ارزش افزوده ایجادشده از هر واحد آب مصرفی، بهمراتب بالاتر از متوسط بخش معدن است.
در سوی دیگر، بخشی از فعالیتهای معدنی قرار دارند که نسبت معکوسی میان مصرف آب و ارزشآفرینی اقتصادی دارند. نمونه شاخص آن استخراج شن و ماسه است؛ فعالیتی که حدود ۱۳.۷ درصد از آب مصرفی بخش معدن را به خود اختصاص داده، اما سهم آن از ارزش تولید تنها حدود ۴ درصد است. این عدم تناسب باعث شده شاخص بهرهوری آب این فعالیت در پایینترین سطح جدول قرار گیرد. همچنین استخراج سنگ، شن و ماسه بهعنوان یک گروه، نزدیک به یکپنجم آب مصرفی بخش معدن را مصرف میکند؛ درحالیکه سهم آن از ارزش تولید تنها ۱۱.۶ درصد است؛ الگویی که نشان میدهد بخشی از منابع آبی در فعالیتهایی با بازده اقتصادی پایینتر به کار گرفته میشود.
نکته قابلتوجه آن است که این اختلاف صرفا بیانگر تفاوت در مصرف آب نیست، بلکه تفاوت در ساختار ارزشآفرینی را منعکس میکند. فعالیتهایی که محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر یا بازار تخصصیتر تولید میکنند، معمولا قادرند از هر واحد آب، ارزش اقتصادی بیشتری استخراج کنند؛ در مقابل، فعالیتهایی که عمدتا مواد اولیه کمفرآوریشده یا مصالح ساختمانی تولید میکنند، بهرغم مصرف منابع، ارزش اقتصادی کمتری به ازای هر واحد آب ایجاد میکنند. از این منظر، دادهها یک پیام روشن برای سیاستگذاری دارد؛ در شرایط تشدید محدودیت منابع آبی، مساله اصلی تنها کاهش مصرف آب نیست، بلکه افزایش بهرهوری اقتصادی آب است. به بیان دیگر، تصمیمگیری درباره مدیریت منابع آب در بخش معدن زمانی کارآمد خواهد بود که علاوه بر حجم مصرف، میزان ارزشآفرینی هر واحد آب نیز در کانون توجه قرار گیرد.
سنگآهن نیمی از مصرف آب نیمی از خلق ارزش
بیشترین مصرف آب در بخش معدن به استخراج کانههای آهن اختصاص دارد. این زیربخش بهتنهایی ۵۸ درصد از آب مصرفی معادن کشور را به خود اختصاص داده و در مقابل، حدود ۵۰ درصد از ارزش تولید بخش معدن را ایجاد میکند. به بیان دیگر، هر مترمکعب آب مصرفی در استخراج سنگآهن به طور متوسط ۱۰.۶میلیون تومان ارزش تولید ایجاد میکند.
این ارقام، برداشت رایج درباره فعالیتهای پرمصرف را تا حدی به چالش میکشد. درحالیکه معمولا مصرف بالای آب با بازده پایین اقتصادی مترادف دانسته میشود، دادهها نشان میدهد سنگآهن با وجود بیشترین سهم از مصرف آب، همچنان نیمی از ارزش تولید بخش معدن را به خود اختصاص داده است. اگرچه سهم آن از ارزش تولید اندکی کمتر از سهمش در مصرف آب است، اما این فاصله چندان چشمگیر نیست و نمیتوان آن را در زمره فعالیتهای کمبازده قرار داد. جایگاه سنگآهن بیش از آنکه ناشی از بهرهوری پایین باشد، بازتاب مقیاس بزرگ فعالیت در این زیربخش است. وابستگی زنجیره فولاد کشور به استخراج سنگآهن، موجب شده حجم استخراج، فرآوری و تعداد معادن فعال آن بهمراتب بیشتر از سایر فعالیتهای معدنی باشد. از اینرو، سهم بالای مصرف آب را باید در کنار نقش این زیربخش در تامین مواد اولیه صنایع پاییندستی و ایجاد ارزش اقتصادی تحلیل کرد. با این حال، ظرفیت ارتقای بهرهوری در این زیربخش همچنان قابلتوجه است.
انتهای پیام/



















