به گزارش توسعه۲۴؛ انسداد تنگه هرمز این روزها به یکی از چالشبرانگیزترین مسائل بازار نفت جهان تبدیل شده است؛ این چالش آنقدر بزرگ بوده که محور اصلی مذاکرات ایران و آمریکا به آن گره بخورد. در این میان برخی مدعیاند ایران میتواند عوارض خیرهکنندهای از تنگه هرمز به دست آورد و ارقامی که برای این ادعا مطرح میشود، گاهی با درآمد نفتی کشور برابری میکند. اما بررسی دقیقتر این دسته از ادعاها نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان ادعا تا واقعیت درآمدزایی از تنگه هرمز وجود دارد.
اما و اگرهای درآمدزایی از تنگه هرمز
انسداد تنگه هرمز در جنگ خلیج فارس به یکی از بزرگترین چالشهای حال حاضر بازار نفت جهان تبدیل شده است. رخدادی که توانست بهای هر بشکه نفت را تا ۱۱۷ دلار برساند و هماکنون در شرایطی که تنگه هرمز همچنان مسدود است، بهای نفت در کانال ۸۰ تا ۹۰ دلار در نوسان است. در این میان برخی مدعی شدند ایران از محل آبراهه هرمز میتواند درآمدهای خیرهکنندهای به دست آورد؛ درآمدهای ادعایی که گاه با درآمد نفتی کشور برابر میکند. هرچند میزان درآمدهای فعلی از تنگه هرمز شفاف نیست، بررسی دقیق این ادعاها حاوی نکات قابل توجهی است.
درباره درآمدزایی از تنگه هرمز، عبداله باباخانی، کارشناس انرژی، در یادداشتی در صفحه شخصی خود نوشته است بحث درآمدزایی از تنگه هرمز سالهاست در فضای عمومی و حتی برخی محافل کارشناسی تکرار میشود، اما در واقعیت نهتنها عدد این درآمد چندان قابل اعتنا نیست، که احتمال خسارات سنگین از این غائله وجود دارد. براساس یادداشتی که این کارشناس انرژی نوشته است، اگر فرض کنیم عوارض عبور از تنگه هرمز مشابه گرانترین عوارض آبراههها یعنی عوارض کانال سوئز باشد که دستساز است و مالکیت خصوصی دارد، درآمد سالانه چیزی حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار تخمین زده میشود، اما این عدد باید بر اساس واقعیتهای بازار تعدیل شود.
یکی از واقعیتهای مهم تنگه هرمز سهم عبور مصرفکنندگان آسیایی مانند چین، هند و پاکستان است که حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد سهم کشتیهای تجاری عبوری از تنگه هرمز را در اختیار دارند. به گفته باباخانی، در بسیاری از سناریوها، این کشورها معاف میشوند یا امکان اعمال هزینه بر آنها محدود است. در نتیجه این درآمد به پنج تا شش میلیارد دلار کاهش خواهد یافت. این کارشناس انرژی در ادامه به احتمال دعوای حقوقی بینالمللی در رابطه با وضع عوارض در تنگه هرمز و متعاقب آن خسارات احتمالی ناشی از آن دعوا تأکید میکند.
گذشته از این، کشورهای منطقه در حال ساخت یا توسعه مسیرهایی هستند که تنگه هرمز را دور میزند؛ به عنوان مثال عربستان خط لوله شرق به غرب را در اختیار دارد و امارات خط لوله حبشان-فجیره را. علاوه بر این دو مسیر، مسیرهای متعدد دیگری در حال ساخت یا توسعه هستند؛ بنابراین بخشی از صادرات نفتی و در آینده غیرنفتی به هرمز برنمیگردد. همچنین این کارشناس تأکید میکند برای پرداخت عوارض گاز مایع از سوی قطر تردید جدی وجود دارد؛ چراکه با توجه به روابط خاص قطر به عنوان بازیگر اصلی LNG، اعمال هزینهها محل تردید است.
گذشته از این، درباره برخی کشورها مانند عراق پیچیدگیهای ژئوپلیتیک وجود دارد یا درباره اعمال تعرفه برای ترکیه امکان دارد این کشور هم اقدام به اعمال تعرفههای متقابل بهویژه در حوزه ترانزیت یا صادرات کالا به ایران کند؛ بنابراین درآمد عبوری از تنگه هرمز میتواند به دو تا سه میلیارد دلار کاهش پیدا کند که نیمی از آن سهم عمان خواهد بود؛ چراکه تا پیش از این هم در واقع ۹۰ درصد این کشتیها از بخش بینالمللی عمان میگذشتند و فقط تعداد محدودی از بخش بینالمللی ایران عبور میکردند.
پیش از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، روزانه چیزی حدود ۱۱ تا ۱۶ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد و با انسداد تنگه هرمز و جنگ در خلیج فارس تولید نفت خام اوپکپلاس ۷.۷ میلیون بشکه نفت کاهش داشته است. به عبارتی میتوان گفت انسداد تنگه هرمز چیزی حدود کسری هفت میلیون بشکه در روز در بازار جهان ایجاد کرده است.
صرف نظر از این موارد، عمان بارها اعلام کرده است در محدوده آبهای خود در تنگه هرمز حاضر به دریافت عوارض نیست و همین مسئله به همراه ریسک بالای عبور از آبهای ایران میتواند انگیزه عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها را از آبهای ایران تضعیف کند.
انتهای پیام/




















