به گزارش توسعه۲۴؛ عناصر نادر خاکی (Rare Earth Elements: REEs) در سالهای اخیر از یک گروه نسبتاً تخصصی در علوم زمین و صنایع معدنی، به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت اقتصادی، فناوری و حتی امنیت ملی کشورها تبدیل شدهاند.
اصطلاح عناصر نادر خاکی به مجموعهای از ۱۷ عنصر شامل ۱۵ عنصر لانتانیدی، بهعلاوه اسکاندیم و ایتریم اطلاق میشود. این عناصر از نظر زمینشیمیایی شباهتهای زیادی به یکدیگر دارند، اما تفاوتهای کوچک در شعاع یونی و رفتار شیمیایی آنها موجب میشود در فرآیندهای زمینشناسی، کانیسازی و فرآوری، رفتار متفاوتی از خود نشان دهند. از نظر کاربردی نیز همه این عناصر ارزش و اهمیت یکسانی ندارند.
عناصر سبک مانند لانتانوم، سریم، نئودیمیم و پراسئودیمیم، در کنار عناصر سنگینتر مانند دیسپروزیم، تربیوم، ایتریم و اربیوم، در فناوریهای متفاوتی به کار میروند. به همین دلیل، امروزه صرفاً میزان مجموع REE در یک کانسار معیار مناسبی برای ارزیابی اهمیت اقتصادی آن نیست و نوع عنصر، نسبت عناصر سبک و سنگین، میزان نئودیمیم و پراسئودیمیم، قابلیت بازیابی و امکان تولید محصول با خلوص بالا اهمیت تعیینکننده دارند.
اهمیت جهانی عناصر نادر خاکی عمدتاً از ارتباط مستقیم آنها با فناوریهای پیشرفته ناشی میشود. آهنرباهای دائمی NdFeB که بر پایه نئودیمیم و پراسئودیمیم و در برخی کاربردها با افزودن دیسپروزیم و تربیوم ساخته میشوند، در خودروهای برقی، توربینهای بادی، موتورهای صنعتی، رباتیک، پهپادها، تجهیزات الکترونیکی، سامانههای دفاعی و بسیاری از تجهیزات پیشرفته کاربرد دارند.
سایر عناصر نادر خاکی نیز در صنایع شیشه و سرامیک، کاتالیستها، فیبر نوری، لیزر، تجهیزات پزشکی، صنایع هوافضا و فناوریهای الکترونیکی مورد استفاده قرار میگیرند. گزارشهای جدید آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که عناصر نادر خاکی مغناطیسی در میان مواد معدنی با بالاترین ریسک زنجیره تأمین قرار گرفتهاند؛ زیرا تمرکز تولید و بهویژه پالایش آنها بسیار بالاست.
در سال گذشته چین حدود ۶۰ درصد تولید معدنی عناصر نادر خاکی مورد استفاده در آهنرباها و حدود ۹۱ درصد ظرفیت پالایش آنها را در اختیار داشته و سهم چین از تولید آهنرباهای دائم سینترشده نیز به حدود ۹۴ درصد رسیده است.
این تمرکز زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم در سالهای اخیر موضوع عناصر نادر خاکی از حوزه اقتصاد معدن وارد حوزه ژئوپلیتیک شده است. محدودیتهای صادراتی چین در سال ۲۰۲۵ نشان داد که وابستگی شدید جهان به یک یا چند تأمینکننده میتواند در مدت کوتاهی به اختلال در صنایع خودروسازی، انرژی، الکترونیک و دفاعی منجر شود. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ۲۰۲۶ خود تأکید کرده است که ریسک تمرکز زنجیره تأمین مواد معدنی در سال ۲۰۲۵ از یک نگرانی نظری به یک واقعیت اقتصادی و امنیتی تبدیل شد.
از همین رو، مفهوم «ماده معدنی راهبردی» در نظامهای معدنی جهان در حال تغییر است. دیگر تنها حجم ذخیره یا ارزش بازار یک ماده تعیینکننده اهمیت آن نیست، بلکه عواملی مانند نقش آن در فناوریهای راهبردی، رشد تقاضا، دشواری افزایش تولید، امکان جایگزینی، تمرکز جغرافیایی تولید و توانایی کشورها در فراوری و تبدیل ماده معدنی به محصول نهایی نیز مورد توجه قرار میگیرد.
مهمترین شواهد موجود در ایران در پهنه متالوژنی بافق–ساغند در مرکز کشور مشاهده میشود. کانسارهای آهن–آپاتیت این پهنه، از جمله مجموعهای از ذخایر شناختهشده در منطقه بافق، دارای کانیهایی مانند آپاتیت، مونازیت و زنوتیم هستند که میتوانند حامل عناصر نادر خاکی باشند.
مطالعات ژئوشیمیایی در کانسار لکسیاه بافق، ارتباط قابلتوجه REE با فسفات و حضور کانیهای حامل REE را نشان دادهاند. همچنین پژوهشهای جدید در مقیاس منطقهای نشان دادهاند که کانهزایی عناصر نادر خاکی مرتبط با سیستمهای آهناکسید–آپاتیت در پهنه بافق–ساغند دارای ظرفیت اکتشافی قابل توجهی است و اهداف با پتانسیل بالا، بهویژه در امتداد ساختارهای عمیق، قابل شناسایی هستند.
کانسار فسفات اسفوردی در استان یزد نیز از مهمترین نمونههای شناختهشده در کشور است. مطالعات انجامشده در این کانسار نشان دادهاند که عناصر نادر خاکی با مجموعه کانیشناسی فسفات–آپاتیت و کانیهایی مانند مونازیت و آلانیت ارتباط دارند. اهمیت اسفوردی از آن جهت است که نشان میدهد REE در ایران الزاماً یک هدف اکتشافی مستقل نیست و ممکن است بهصورت محصول جانبی یا همراه با ذخایر شناختهشده آهن و فسفات وجود داشته باشد.
چنین رویکردی برای ایران بسیار مهم است؛ زیرا ممکن است بخشی از منابع آینده REE نه از طریق ایجاد معادن مستقل، بلکه از طریق بازیابی عناصر نادر خاکی از سنگ معدن، کنسانتره، باطله و جریانهای فرآوری معادن موجود حاصل شود. از دیدگاه سیاست معدنی، همین موضوع باید نقطه شروع برنامه ملی عناصر نادر خاکی در ایران باشد. در حال حاضر، مسئله اصلی کشور کمبود مطلق شواهد مربوط به REE نیست؛ بلکه فقدان یک برنامه جامع برای تبدیل اطلاعات پراکنده زمینشناسی و ژئوشیمیایی به «منابع معدنی قابل ارزیابی» و سپس «ذخایر اقتصادی» است.
بسیاری از مطالعات انجامشده در ایران در سطح رخداد، آنومالی، کانیشناسی یا مطالعه یک کانسار باقی ماندهاند و هنوز به مرحله ارزیابی اقتصادی، فرآوری نیمهصنعتی و تولید محصول با ارزش افزوده بالا نرسیدهاند. بنابراین، اعلام وجود «ذخایر عظیم عناصر نادر خاکی در ایران» بدون داشتن مدل سهبعدی ذخیره، دادههای حفاری، عیارسنجی استاندارد، مطالعات کانیشناسی و آزمونهای فرآوری، از نظر علمی قابل دفاع نیست.
اهمیت این عناصر برای ایران در افق آینده اما بسیار فراتر از ارزش اقتصادی مستقیم معدن خواهد بود. ایران دارای زیرساختهای قابل توجه در صنایع فولاد، مس، آلومینیوم، شیشه، سرامیک، شیمیایی، ماشینسازی، انرژی و صنایع دفاعی است و در صورت توسعه فناوری فرآوری و جدایش میتواند بخشی از این عناصر را بهعنوان محصول جانبی از زنجیرههای معدنی موجود بازیابی کند.
انتهای پیام/




















