به گزارش توسعه۲۴؛ در میانه تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، آنچه بیش از هر چیز باید موردتوجه قرار گیرد، نه صرفا جدالهای سیاسی داخلی بلکه تغییر آرام و معناداری است که در نقشه انرژی منطقه در حال وقوع است. چین بزرگترین واردکننده انرژی جهان و یکی از مهمترین مشتریان نفت ایران، مدتهاست سیاست خود را بر یک اصل بنا کرده است؛ امنیت انرژی را نمیتوان به بیثباتی سیاسی، جنگ، تحریم و مسیرهای پرریسک وابسته کرد.
اگر امروز نشانههایی از فاصله گرفتن چین از ایران دیده میشود، باید این تحول را بیش از آنکه در قالب یک اختلاف سیاسی ببینیم، در چارچوب محاسبات راهبردی پکن برای امنیت عرضه انرژی تحلیل کنیم. در ایران اما بخش مهمی از مناقشه همچنان بر سر این است که چه کسی مقصر مشکلات امروز است.
برخی نمایندگان مجلس دوازدهم که شماری از آنها در مجالس گذشته نیز حضور داشتهاند، اکنون دولت مسعود پزشکیان را مسوول ناترازیهای انرژی، کمبود بنزین، بحران برق، فشار معیشتی و سایر مشکلات معرفی میکنند. این در حالی است که بخش بزرگی از بحران انرژی ایران نه در یک سال و دوسال، بلکه در نتیجه سالها کمبود سرمایهگذاری، تحریم، ضعف حکمرانی، سیاستگذاری ناپایدار و ممانعت از شکلگیری روابط اقتصادی عادی با جهان انباشته شده است.
نمیتوان صنعت نفت و گاز را سالها از سرمایه، فناوری و بازارهای جهانی دور نگه داشت، قراردادهای بزرگ را متوقف کرد، مسیرهای تنشزدایی را یکی پس از دیگری مسدود کرد و سپس انتظار داشت یک دولت در مدت کوتاهی ناترازی گاز، برق، بنزین و سرمایهگذاری را برطرف کند. امروز مساله اصلی این نیست که کاسهکوزه بحران انرژی را بر سر چه کسی بشکنیم؛ مساله این است که مشتری بزرگی مانند چین در حال تنظیم آینده خود بدون اتکای جدی به ایران است.
چین امنیت انرژی خود را به ایران گره نمیزند
طرح جدید انرژی چین پیام روشنی برای کشورهای صادرکننده نفت و گاز دارد. پکن قصد ندارد امنیت انرژی خود را به یک کشور، یک مسیر دریایی یا یک منطقه پرتنش وابسته کند. چین در سالهای گذشته همزمان در عراق، عربستانسعودی، قطر، امارات، کویت و سایر تولیدکنندگان انرژی حضور خود را گسترش داده و مسیرهای متعددی برای واردات نفت و گاز ایجاد کرده است. درمقابل، ظرفیت عظیم صنعت نفت و گاز ایران هرگز نتوانسته به همان اندازه سرمایه چینی جذب کند.
این مساله اتفاقی نیست. سرمایهگذار، حتی اگر دولتی مانند چین پشت آن باشد، قبل از هر چیز به ثبات، امکان بازگشت سرمایه و استمرار تولید و صادرات نگاه میکند. ایران طی سالهای گذشته با تحریمهای مکرر، محدودیتهای بانکی، مشکلات انتقال پول، نااطمینانی در قراردادها و ریسک درگیری نظامی روبهرو بوده است.
طبیعی است که چین نیز در چنین فضایی ترجیح دهد منابع انرژی خود را متنوع کند.برنامه پنجساله جدید چین بر توسعه گسترده زیرساخت واردات گاز طبیعی مایع، افزایش ظرفیت خطوط لوله، توسعه ذخایر راهبردی گاز و افزایش تولید داخلی نفت متمرکز شده است.
این کشور تا سال۲۰۳۰ بهدنبال گسترش چشمگیر ظرفیت واردات LNG و ظرفیت انتقال گاز از طریق خطوط لوله است و همزمان میخواهد ذخایر خود را به سطحی برساند که دربرابر اختلالات خارجی آسیبپذیری کمتری داشته باشد.
این سیاست تنها برای پاسخ به افزایش مصرف انرژی نیست. چین با سرعت در حال توسعه صنایع مبتنی بر هوشمصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی و شبکههای جدید صنعتی است و همه این بخشها به انرژی مطمئن نیاز دارند. در چنین اقتصادی، امنیت عرضه دیگر یک مساله صرفا تجاری نیست بلکه بخشی از امنیت ملی است.
از این منظر، ایران برای چین یک منبع انرژی مهم است اما نباید به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. چین نفت تحریمی ایران را زمانی که برایش صرفه اقتصادی داشته خریداری کرده اما همزمان بهگونهای برنامه چیده که اگر صادرات ایران مختل شد یا مسیر تنگههرمز با بحران روبهرو شد، اقتصاد این کشور زمینگیر نشود.
انتهای پیام/



















