رکود عمیق ساخت‌وساز در سایه تنش‌های سیاسی - پایگاه خبری توسعه24 | پایگاه خبری توسعه24

۲۸ تیر ,۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰

رکود عمیق ساخت‌وساز در سایه تنش‌های سیاسی

شدید تنش‌های سیاسی مسکن با افزایش هزینه مصالح و محدودیت‌های مالی، ساخت‌وساز را وارد دوره رکود کرده است؛ در این شرایط، افزایش قیمت‌ها نه ناشی از رونق بازار، بلکه حاصل تورم عمومی و نااطمینانی‌های حاکم بر اقتصاد است.

مسکن

به گزارش توسعه۲۴؛ بازار مسکن این روزها بیش از آنکه به‌فولاد، آجر و سیمان وابسته باشد به‌خبرها گوش می‌دهد. هر زمزمه‌ای از توافق یا هر نشانه‌ای از تشدید تنش می‌تواند امید یا اضطراب را در میان میلیون‌ها مستاجر، خریدار، سازنده و سرمایه‌گذار زنده کند. برای خانواده‌ای که سال‌هاست آرزوی خانه‌دارشدن را به‌تعویق انداخته نتیجه تحولات سیاسی فقط یک خبر دیپلماتیک نیست بلکه می‌تواند به‌معنای نزدیک‌ترشدن یا دورترشدن رویای خرید یک خانه باشد. با این حال تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بازار مسکن ایران برخلاف بازار ارز یا بورس واکنش‌های هیجانی کوتاه‌مدت دارد اما مسیر اصلی آن را متغیرهای بنیادین اقتصاد تعیین می‌کنند؛ متغیرهایی مانند تورم، رشد نقدینگی، هزینه ساخت، درآمد خانوار و میزان سرمایه‌گذاری.

سناریوی اول دستیابی به‌یک توافق جامع

در سناریوی دستیابی به‌یک توافق جامع مهم‌ترین اثر اقتصادی احتمالا کاهش نااطمینانی خواهد بود. کاهش ریسک‌های سیاسی معمولا انتظارات تورمی را تعدیل می‌کند، هزینه مبادلات اقتصادی را کاهش می‌دهد و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری را بهبود می‌بخشد. با این حال انتظار کاهش محسوس قیمت مسکن چندان واقع‌بینانه نیست. بازار مسکن به‌دلیل ویژگی‌های خاص خود از جمله محدودیت زمین، ناهمگن‌بودن املاک، هزینه بالای ساخت و چسبندگی قیمتی برخلاف بازار ارز یا طلا به‌ندرت کاهش قیمت قابل‌توجه را تجربه می‌کند. حتی اگر در ماه‌های نخست پس‌از توافق تعدیل محدودی در برخی مناطق یا واحدهای خاص مشاهده شود احتمال پایداری آن بسیار اندک خواهد بود.

دلیل اصلی این موضوع آن است که قیمت مسکن تنها تابع انتظارات سیاسی نیست بلکه هزینه جایگزینی نیز در آن نقش تعیین‌کننده دارد. هزینه ساخت، قیمت زمین، دستمزد نیروی کار، قیمت مصالح ساختمانی و هزینه تامین مالی طی سال‌های گذشته افزایش قابل‌توجهی داشته و حتی درصورت کاهش نرخ ارز نیز بعید است این هزینه‌ها به‌سطوح گذشته بازگردند. بنابراین فروشندگان نیز انگیزه‌ای برای کاهش جدی قیمت نخواهند داشت مگر آنکه عرضه بسیار گسترده‌ای وارد بازار شود؛ اتفاقی که در شرایط فعلی اقتصاد ایران چندان محتمل به‌نظر نمی‌رسد.

درمقابل توافق جامع می‌تواند از مسیر دیگری بازار را متحول کند یعنی افزایش قدرت خرید. اگر بهبود روابط خارجی به‌رشد اقتصادی، کاهش تورم و افزایش درآمد واقعی خانوارها منجر شود و همزمان شبکه بانکی نیز بتواند تسهیلات موثرتری برای خرید مسکن ارائه دهد بخش مهمی از تقاضای مصرفی که طی سال‌های اخیر از بازار خارج شده بود دوباره فعال خواهد شد. درچنین‌شرایطی نخستین‌افزایش معاملات احتمالا در واحدهای کوچک‌متراژ، میان‌قیمت و مناسب مصرف‌کنندگان واقعی مشاهده می‌شود زیرا این بخش بیشترین تقاضای انباشته را در خود جای داده است.

افزایش معاملات در این سناریو پیام مهمی برای سازندگان نیز خواهد داشت. فعالان ساختمانی بیش از هرچیز به‌امکان فروش پروژه‌های آینده توجه می‌کنند. هنگامی که بازار از رکود معاملاتی خارج شود و نقدشوندگی افزایش یابد ریسک سرمایه‌گذاری در ساخت‌وساز کاهش پیدا می‌کند. با این حال رونق ساخت‌وساز همواره با فاصله زمانی نسبت به‌رونق معاملات شکل می‌گیرد زیرا تصمیم برای آغاز یک پروژه ساختمانی نیازمند خرید زمین، اخذ مجوزها، تامین سرمایه، برآورد هزینه‌ها و اطمینان از وضعیت بازار در چندسال آینده است. به‌همین دلیل حتی در بهترین سناریوی سیاسی نیز نباید انتظار داشت که ساخت‌وساز بلافاصله افزایش پیدا کند.

سناریوی دوم تداوم بلاتکلیفی

ازسوی‌دیگر اگر شرایط کنونی یعنی تفاهم‌های موقت و بلاتکلیفی ادامه پیدا کند احتمالا بازار مسکن نیز در همان وضعیت نیمه‌تعطیل باقی خواهد ماند. درچنین‌شرایطی قیمت‌ها ممکن است همچنان به‌صورت اسمی افزایش یابند اما این افزایش عمدتا ناشی از تورم عمومی اقتصاد خواهد بود و نه رونق واقعی بازار. تعداد معاملات پایین باقی می‌ماند، سازندگان با احتیاط رفتار می‌کنند و بسیاری از خانوارها خرید خود را به‌آینده موکول خواهند کرد. در این سناریو مسکن بیش از آنکه کالای مصرفی باشد، نقش سپر تورمی و ابزار حفظ ارزش دارایی را ایفا می‌کند.

سناریوی سوم باز هم جنگ

سناریوی تشدید تنش‌های سیاسی یا وقوع دوباره جنگ اما آثار متفاوت و پیچیده‌تری خواهد داشت. در نگاه نخست ممکن است تصور شود که افزایش نااطمینانی به‌جهش شدید قیمت مسکن منجر خواهد شد اما تجربه نشان داده که در چنین شرایطی افزایش قیمت الزاما به‌معنای رونق نیست. در دوره‌های بحران بسیاری از فروشندگان عرضه واحدهای خود را متوقف می‌کنند زیرا نسبت به‌آینده اطمینان ندارند و از سوی دیگر خریداران مصرفی نیز به‌دلیل کاهش قدرت خرید و افزایش ریسک اقتصادی از بازار خارج می‌شوند. نتیجه این وضعیت کاهش عمق معاملات و شکل‌گیری بازاری کم‌تحرک با قیمت‌های اسمی بالاتر خواهد بود.

همزمان هزینه ساخت نیز در چنین شرایطی افزایش پیدا می‌کند. رشد قیمت مصالح ساختمانی، افزایش هزینه حمل‌ونقل، دشواری تامین مواد اولیه، محدودیت‌های مالی و افزایش نرخ تامین سرمایه پروژه‌های ساختمانی را با هزینه‌های بیشتری مواجه می‌کند. این افزایش هزینه قیمت تمام‌شده واحدهای جدید را بالا می‌برد اما از آنجا که قدرت خرید خانوارها همزمان کاهش یافته بازار توان جذب این واحدها را نخواهد داشت. درنتیجه ساخت‌وساز نیز وارد دوره‌ای از رکود عمیق‌تر می‌شود و بسیاری از پروژه‌های جدید به‌تعویق می‌افتند.

یکی دیگر از پیامدهای تشدید تنش‌ها تغییر رفتار سرمایه‌گذاران خواهد بود. در شرایط تورمی و پرریسک بخشی از سرمایه‌ها به‌بازار مسکن وارد می‌شود اما هدف اصلی این سرمایه‌گذاری کسب سود از معاملات نبوده بلکه حفظ ارزش دارایی است. این تفاوت بسیار مهم است زیرا تقاضای سرمایه‌ای لزوما به‌افزایش معاملات منجر نمی‌شود. بسیاری از سرمایه‌گذاران تنها یک یا چند واحد را خریداری کرده و برای مدت طولانی نگهداری می‌کنند. بنابراین ممکن است ارزش بازار افزایش یابد اما نقدشوندگی کاهش پیدا کند و رکود معاملاتی همچنان ادامه داشته باشد.

نکته مهم دیگر آن است که بازار مسکن ایران امروز با کمبود عرضه موثر روبه‌رو است اما این کمبود به‌معنای کمبود مطلق واحد مسکونی نیست. مساله اصلی شکاف میان قدرت خرید خانوارها و قیمت واحدهای موجود است. حتی اگر عرضه افزایش یابد تا زمانی که درآمد خانوارها، نظام تامین مالی و تسهیلات بانکی اصلاح نشود بخش بزرگی از متقاضیان همچنان توان خرید نخواهند داشت. به‌همین دلیل آینده بازار بیش از آنکه به‌تعداد واحدهای ساخته‌شده وابسته باشد به‌اصلاح متغیرهای اقتصاد کلان وابسته است.

درچنین‌شرایطی نقش سیاستگذار نیز اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. اگر توافق جامع حاصل شود دولت نباید تصور کند که صرف افزایش معاملات به‌معنای حل مشکلات بازار است. اتفاقا در چنین دوره‌ای زمان اجرای اصلاحات ساختاری خواهد بود؛ اصلاحاتی مانند ساماندهی بازار اجاره، توسعه سامانه‌های اطلاعاتی، افزایش شفافیت معاملات، گسترش فناوری‌های حوزه املاک، اصلاح نظام مالیاتی بخش مسکن، تسهیل صدور مجوزهای ساختمانی و طراحی ابزارهای نوین تامین مالی. اگر این فرصت از دست برود احتمال بازگشت دوباره بازار به‌چرخه تورم و رکود بسیار بالا خواهد بود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنر مسکن