نش‌های ژئوپلیتیک و امنیت عرضه نفت - پایگاه خبری توسعه24 | پایگاه خبری توسعه24

۱۸ مرداد ,۱۴۰۵ - ۱۰:۰۳

نش‌های ژئوپلیتیک و امنیت عرضه نفت

تنگه هرمز به‌عنوان گلوگاه اصلی انرژی جهان با ریسک‌های امنیتی روبه‌رو است و هرگونه اخلال در این مسیر هزینه‌های لجستیکی و بیمه‌ای را برای بازار نفت افزایش داده و موجب نوسان قیمت در بازارهای جهانی می‌شود.

نفت

به گزارش توسعه۲۴؛ بازار جهانی نفت همواره تحت‌تاثیر دو نیروی بنیادین عرضه و تقاضا شکل گرفته اما در دوره‌های مختلف تاریخی وزن و نقش این دو نیرو یکسان نبوده است. در دهه‌های گذشته به‌ویژه پس از شوک‌های نفتی دهه‌۱۹۷۰، بخش عمده تحلیل‌ها بر سمت عرضه، ظرفیت تولید کشورهای صادرکننده و ریسک‌های ژئوپلیتیکی مناطق نفتخیز متمرکز بود. هرگونه بحران سیاسی یا نظامی در مناطق تولیدکننده، به‌سرعت نگرانی درباره کاهش عرضه را افزایش می‌داد و از طریق افزایش قیمت نفت، آثار گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی برجای می‌گذاشت.

تحولات اخیر بازار نفت نشان می‌دهد که این منطق همچنان اهمیت دارد اما دیگر تمام واقعیت بازار را توضیح نمی‌دهد. امروز، در کنار امنیت عرضه، رفتار بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی، تغییر ساختار اقتصادی کشورها، فناوری‌های جایگزین و تحول الگوی تقاضا نیز به عوامل تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند. به بیان دیگر، قواعد بازی در بازار نفت در حال تغییر است، نه به این معنا که ژئوپلیتیک اهمیت خود را از دست داده بلکه به این معنا که قدرت اثرگذاری عوامل مختلف نسبت به گذشته تغییر کرده است.

در هفته‌های اخیر بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌های بازار جهانی نفت بر تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه و احتمال تشدید تنش‌ها در اطراف تنگه هرمز متمرکز بوده. این تمرکز کاملا قابل درک است زیرا تنگه‌هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود. براساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)و آژانس بین‌المللی انرژی(IEA)، روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱میلیون بشکه نفت‌خام و فرآورده‌های نفتی، معادل نزدیک به یک‌پنجم تجارت دریابرد نفت جهان، از این مسیر عبور می‌کند بنابراین هرگونه اختلال پایدار در این مسیر می‌تواند پیامدهای مهمی برای بازار جهانی داشته باشد.

کاهش احتمالی عرضه، افزایش هزینه حمل‌ونقل، رشد هزینه‌های بیمه و افزایش نااطمینانی، همگی عواملی هستند که می‌توانند قیمت نفت را افزایش دهند. بازار نفت معمولا پیش از وقوع کمبود واقعی، احتمال اختلال در آینده را در قالب «صرف ریسک ژئوپلیتیکی» در قیمت‌ها منعکس می‌کند. به همین دلیل مشاهده جهش قیمت نفت در زمان بحران‌های منطقه‌ای، الزاما به‌معنای کاهش فوری عرضه نیست بلکه نشان‌دهنده واکنش بازار به احتمال تغییر شرایط آینده است.

با این ‌حال تحلیل بازار نفت تنها با تمرکز بر ریسک‌های ژئوپلیتیکی و سمت عرضه، تصویری ناقص ارائه می‌دهد. داده‌های اخیر اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) درباره واردات دریابرد نفت خام چین، به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، نشان می‌دهد که یک تحول مهم در سمت تقاضا در حال وقوع است.

مطابق این داده‌ها، واردات نفت چین از روسیه از حدود ۲‌میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه نخست سال‌۲۰۲۶ به حدود ۳/۱‌میلیون بشکه در روز در سه‌ماهه دوم کاهش یافته است یعنی افتی نزدیک به ۷۰۰‌هزار بشکه در روز. در همین دوره واردات نفت چین از عمان از حدود ۷۵۰‌هزار بشکه در روز به حدود ۳۰۰‌هزار بشکه کاهش یافته و خرید نفت از عراق نیز حدود ۳۰۰‌هزار بشکه در روز کمتر شده است. همچنین صادرات برخی دیگر از تامین‌کنندگان منطقه‌ای، از جمله امارات‌متحده عربی، روند نزولی داشته است.

اهمیت این داده‌ها صرفا در میزان کاهش نیست بلکه در الگوی آن است. کاهش واردات چین محدود به یک کشور یا یک منطقه خاص نیست بلکه تقریبا تمامی سبد تامین نفت این کشور را دربر گرفته است.

این موضوع یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند؛ اگر عامل اصلی کاهش واردات چین صرفا نگرانی از اختلال در تنگه هرمز و محدودیت عرضه از خاورمیانه بود، چرا واردات نفت از روسیه نیز کاهش یافته است؟ روسیه بخش مهمی از صادرات نفت خود به چین را از مسیرهایی انجام می‌دهد که وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارند بنابراین داده‌های موجود نشان می‌دهد که کاهش واردات چین را نمی‌توان صرفا با عوامل سمت عرضه توضیح داد. آنچه مشاهده می‌شود، بیشتر نشانه تغییر رفتار بزرگ‌ترین خریدار نفت جهان است؛ تغییری که ریشه در شرایط اقتصادی، وضعیت پالایشگاه‌ها، مدیریت ذخایر و تحول ساختاری اقتصاد چین دارد.

گزارش‌های اخیر آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نیز بر کاهش شتاب رشد تقاضای نفت چین، کاهش فعالیت پالایشگاه‌ها، افت حاشیه سود پالایشی و تعدیل مصرف سوخت تاکید دارند. همچنین برآوردهای موسسات تخصصی مانند Kpler و Vortexa نشان می‌دهد که بخشی از تغییرات واردات چین با افزایش استفاده از ذخایر، کاهش نرخ بهره‌برداری پالایشگاه‌ها و تغییر زمان‌بندی خریدهای نفتی مرتبط بوده است.

این موضوع اهمیت گسترده‌تری دارد زیرا چین طی دو دهه گذشته موتور اصلی رشد تقاضای جهانی نفت بوده است. افزایش صنعتی‌شدن، توسعه حمل‌ونقل و رشد سریع شهرنشینی چین، بخش مهمی از افزایش مصرف جهانی نفت را رقم زد اما اکنون همان کشوری که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان محسوب می‌شود، در حال تغییر ساختار انرژی خود است.

چین به بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان، بزرگ‌ترین تولیدکننده باتری‌های لیتیوم‌یونی و یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران انرژی‌های تجدیدپذیر تبدیل شده است. براساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، این کشور سهم غالبی در زنجیره ارزش جهانی خودروهای برقی و باتری دارد. این تحول را نباید صرفا یک سیاست اقلیمی دانست بلکه بخشی از راهبرد چین برای کاهش آسیب‌پذیری انرژی، کاهش وابستگی به واردات نفت و تقویت صنایع فناوری‌محور داخلی است.

از این منظر «قدرت جدید تقاضا» به معنای آن نیست که مصرف نفت چین ناگهان از بین رفته بلکه به این معناست که رفتار تقاضای چین دیگر یک متغیر منفعل نیست. تغییرات ساختاری در اقتصاد این کشور می‌تواند بر تعادل بازار جهانی نفت اثر بگذارد و حتی شدت اثرگذاری شوک‌های عرضه را تغییر دهد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنر مسکن