به گزارش توسعه۲۴؛ در نگاه نخست، تحولات دو سال گذشته نشان میدهد چین در تقابل اقتصادی با آمریکا موقعیت برتری پیدا کرده است. در سال۲۰۲۵، پس از آنکه واشنگتن تعرفههای سنگینی بر کالاهای چینی وضع کرد، پکن صادرات عناصر نادر را محدود کرد و دولت آمریکا ناچار شد از بخشی از مواضع خود عقبنشینی کند. یکسال بعد نیز دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در پکن دستاورد بزرگی برای واشنگتن نداشت.
مهمترین نتیجهای که ترامپ توانست از آن سخن بگوید، توافق چین برای خرید ۲۰۰فروند هواپیمای بوئینگ بود؛ رقمی بسیار کمتر از ۵۰۰فروندی که پیش از سفر وعده داده شده بود. پس از آن نیز چین محدودیتهای صادراتی خود بر عناصر نادر را تشدید کرد و همزمان در واشنگتن تردیدهایی درباره کارایی محدودیتهای صادرات نیمهرساناها مطرح شد. مجموعه این تحولات، این تصور را تقویت کرده است که آمریکا در حال از دست دادن ابزارهای فشار اقتصادی خود است.
اما این برداشت تفاوت میان «استفاده موفق از یک ابزار محدود» و «برتری ساختاری» را نادیده میگیرد. چین در چند حوزه خاص توانسته گلوگاههایی موثر ایجاد کند اما اقتصاد این کشور همچنان برای دسترسی به فناوریهای پیشرفته، کالاهای واسطهای و بازارهای صادراتی به آمریکا و متحدان آن وابسته است. از این منظر، امتیازهایی که واشنگتن از ابتدای۲۰۲۵ به پکن داده، بیش از آنکه ناشی از ضعف بنیادین آمریکا باشد، نتیجه استفاده نامنسجم از مجموعهای از ابزارهای قدرتمندتر است.
عناصر نادر سلاح موثر اما محدود چین
مهمترین ابزار فشار اقتصادی چین، تسلط این کشور بر زنجیره تامین عناصر نادر است. پکن حدود ۷۰درصد استخراج و نزدیک به ۹۰درصد ظرفیت فرآوری جهانی این مواد را در اختیار دارد. اگرچه ارزش سالانه صادرات عناصر نادر چین به آمریکا کمتر از یکمیلیارددلار است، اهمیت این مواد بسیار بیشتر از ارزش تجاری آنهاست.
عناصر نادر و آهنرباهای تولیدشده از آنها در صنایع مختلفی مانند موتور خودروهای برقی، دستگاههای تصویربرداری پزشکی و جنگندههای اف-۳۵ استفاده میشوند. بنابراین توقف صادرات آنها میتواند بخش بزرگی از تولید صنعتی آمریکا را مختل کند.
این وضعیت نمونهای روشن از یک گلوگاه اقتصادی است؛ بازاری که در آن یک کشور سهم غالب دارد، جایگزینهای فوری محدودند و اعمال محدودیت میتواند با هزینهای اندک برای کشور صادرکننده، خسارت بزرگی به طرف مقابل وارد کند.
با این حال چنین گلوگاههایی پس از استفاده سیاسی بهتدریج تضعیف میشوند. هنگامی که یک کشور از سلطه خود بر یک محصول بهعنوان سلاح استفاده میکند، طرف مقابل انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در تولید داخلی و ایجاد زنجیرههای جایگزین پیدا میکند. این روند بهویژه در صنایعی محتمل است که فناوری آنها پیچیدگی غیرقابل جبرانی ندارد و با صرف زمان و سرمایه میتوان ظرفیتهای جدید ایجاد کرد.
هزینه سنگین کاهش وابستگی
آمریکا مدتها از امکان استفاده سیاسی چین از عناصر نادر آگاه بود اما پیش از اعمال محدودیتهای۲۰۲۵ منابع کافی برای کاهش وابستگی خود اختصاص نداد. ایجاد زنجیرههای جدید به زمان، سرمایه و حمایت سیاسی نیاز دارد و واشنگتن تا پیش از وقوع بحران، حاضر نبود این هزینهها را به میزان کافی بپردازد.
پس از محدودیتهای چین، سیاست آمریکا تغییر کرد. پنتاگون در سال۲۰۲۵ حدود ۴۰۰میلیوندلار در شرکت MP Materials سرمایهگذاری کرد. دولت ترامپ در اواخر همان سال نیز ۴/۱میلیارددلار برای دو شرکت Vulcan Elements و ReElement Technologies تامین مالی کرد و در اوایل۲۰۲۶ وعده سرمایهگذاری ۶/۱میلیارددلاری در شرکت USA Rare Earth را داد.
با وجود این ایجاد زنجیره جدید عناصر نادر ساده نیست. سلطه چین در این صنعت طی سه دهه ساخته شده و پکن دانش تخصصی، زیرساختهای فرآوری و ظرفیت تولید گستردهای ایجاد کرده است. فرآوری یک تن عناصر نادر نیز حدود دو هزار تن پسماند سمی تولید میکند. چین حاضر بوده برای توسعه این صنعت یارانه سنگین بپردازد و هزینههای زیستمحیطی آن را تحمل کند اما کشورهای توسعهیافته احتمالا پذیرش کمتری در برابر چنین هزینههایی خواهند داشت.
انتهای پیام/

















