به گزارش توسعه۲۴؛ اگرچه جنگ علیه ایران و بحران هرمز خسارتهای گستردهای برای بازار جهانی انرژی به همراه داشت، اما شاید مهمترین دستاورد آن، آشکار شدن چهره جدید چین در بازار نفت بود. کشوری که روزگاری بزرگترین مصرفکننده و آسیبپذیرترین واردکننده نفت جهان به شمار میرفت، اکنون با تکیه بر ذخایر عظیم راهبردی، افزایش تولید داخلی، توسعه خودروهای برقی و مدیریت هوشمند واردات و صادرات، به بازیگری تبدیل شده که نه تنها میتواند از شوکهای انرژی جان سالم به در ببرد، بلکه قادر است بر روند قیمتها نیز اثر بگذارد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند بزرگترین پیامد بحران اخیر، نه افزایش یا کاهش قیمت نفت، بلکه تغییر موازنه قدرت در بازار جهانی انرژی است؛ تغییری که در آن چین از یک مصرفکننده بزرگ به یک قدرت تعیینکننده در بازار نفت تبدیل شده است. این دگرگونی میتواند قواعد بازی انرژی را در سالهای آینده بازنویسی کند و وزن تصمیمات پکن را در کنار اوپک و دیگر تولیدکنندگان بزرگ، به یکی از مهمترین متغیرهای بازار جهانی نفت بدل سازد.
چین برای حفظ ذخایر نفت خود، به جای برداشت گسترده از مخازن، فعالیت پالایشگاهها را کاهش داد. آمارها نشان میدهد میزان پالایش نفت این کشور در ژوئن به حدود ۱۲میلیون بشکه در روز رسید؛ پایینترین سطح از دوران اوج همهگیری کرونا در سال۲۰۲۰ و حدود ۱۸درصد کمتر از سال قبل. این موضوع نشان میدهد بخش عمده ذخایر راهبردی چین همچنان دستنخورده باقی مانده و پکن هنوز ابزار قدرتمندتری برای مقابله با بحرانهای احتمالی آینده در اختیار دارد.
برگ برنده پکن
همزمان با افزایش ذخایر، چین طی سالهای اخیر تولید داخلی نفت خود را نیز افزایش داده است. تولید نفت این کشور در سال گذشته به رکورد ۴.۳میلیون بشکه در روز رسید. از سوی دیگر، رشد سریع خودروهای برقی و توسعه حملونقل الکتریک موجب شده است آهنگ رشد تقاضای نفت در این کشور کاهش یابد. ترکیب این عوامل، وابستگی چین به واردات نفت را نسبت به یک دهه قبل به شکل محسوسی کاهش داده و قدرت مانور این کشور را در شرایط بحرانی افزایش داده است.
از مصرفکننده قیمتپذیر تا بازیگر قیمتساز
تا همین چند سال پیش، چین در ادبیات بازار نفت یک Price Taker یا «قیمتپذیر» محسوب میشد؛ کشوری که صرفا قیمتهای جهانی را میپذیرفت و رفتار آن تابع شرایط بازار بود. اما بحران اخیر نشان داد این تعریف دیگر پاسخگوی واقعیت نیست.
کاهش ناگهانی واردات نفت، محدود کردن صادرات فرآوردهها، استفاده مدیریتشده از ذخایر راهبردی و انعطاف در پالایش، همگی نشان دادند چین اکنون قادر است تعادل بازار جهانی را تغییر دهد. به بیان دیگر، پکن به تدریج در حال تبدیل شدن به یک Price Maker یا «قیمتساز» است؛ جایگاهی که تاکنون عمدتا در اختیار اوپک، روسیه و در سالهای اخیر آمریکا قرار داشت. این تحول، پیامدهای مهمی برای آینده بازار انرژی دارد.
اگر چین بتواند در بحرانهای بعدی نیز با کاهش یا افزایش سریع واردات خود بر تعادل عرضه و تقاضا اثر بگذارد، معاملهگران دیگر تنها به تصمیمات اوپک یا آمار تولید آمریکا توجه نخواهند کرد، بلکه هر تغییر در سیاست انرژی پکن نیز میتواند به اندازه تصمیمات بزرگترین تولیدکنندگان جهان بر قیمت نفت اثرگذار باشد. پیامدهای این تحول تنها به بازار نفت محدود نمیشود.
چین با عبور موفق از بحران هرمز نشان داد که میتواند شوکهای عرضه را تا حد زیادی در داخل مدیریت کند؛ موضوعی که وابستگی این کشور به بازار جهانی انرژی را کاهش داده است. در مقابل، این استقلال بیشتر میتواند به افزایش رقابت ژئوپلیتیک میان چین و آمریکا نیز منجر شود. هرچه پکن کمتر از نوسانات بازار جهانی آسیب ببیند و همزمان توان بیشتری برای اثرگذاری بر قیمتها پیدا کند، نفوذ آن در معادلات انرژی جهان نیز افزایش خواهد یافت.
انتهای پیام/




















