به گزارش توسعه۲۴؛ بازار جهانی نفت طی یک سال گذشته یکی از پرنوسانترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است؛ دورهای که از جنگ ۱۲روزه آغاز شد، با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و بحران بیسابقه تنگه هرمز به اوج رسید و پس از آتشبس و آغاز مذاکرات سیاسی، بار دیگر به سمت آرامش حرکت کرد. با این حال، شعلهور شدن دوباره تنشها در هرمز نشان داد بازار نفت هنوز فاصله زیادی تا خروج از بحران دارد. مرور مسیر قیمت نفت برنت و بنزین در آمریکا در این دوره، تنها روایت افزایش و کاهش چند عدد نیست، بلکه تصویری از تغییر رفتار بازاری است که در ابتدا به اخبار جنگ واکنش شدید نشان داد، سپس به توان سیستم جهانی انرژی برای مقابله با بحران اعتماد کرد و اکنون میان امید به دیپلماسی و هراس از اختلال دوباره در تنگه هرمز سرگردان است.
جنگ ۱۲ روزه
جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران از ۱۳ تا ۲۴ژوئن ۲۰۲۵ نخستین شوک بزرگ ژئوپلیتیک این دوره به بازار جهانی طلای سیاه بود. درگیری با حملات اسرائیل به اهداف نظامی و هستهای ایران آغاز و خیلی زود نگرانی درباره گسترش جنگ به زیرساختهای انرژی و تنگه هرمز را افزایش داد. پیش از آغاز حملات، نفت برنت در محدوده ۶۹ تا ۷۰دلار در هر بشکه معامله میشد. اما با انتشار نخستین اخبار جنگ، معاملهگران به سرعت «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» را وارد قیمت نفت کردند. نگرانی اصلی نه کاهش فوری تولید ایران، بلکه احتمال گسترش درگیری به خلیجفارس و تهدید مسیر عبور بخش مهمی از نفت جهان بود. در روزهای بعد، برنت به محدوده نزدیک ۷۸دلار صعود کرد. بازار در واقع سناریوی بدبینانهای را قیمتگذاری میکرد: حمله به تاسیسات نفتی، کاهش صادرات ایران یا اختلال در عبور نفتکشها از هرمز. با این حال، این شوک نخستین نشانه از رفتار تازه بازار نفت را نیز آشکار کرد. برخلاف بحرانهای ژئوپلیتیک گذشته، معاملهگران حاضر نبودند برای مدت طولانی تنها بر اساس احتمال وقوع یک اختلال بزرگ قیمتگذاری کنند.
تا زمانی که جریان واقعی نفت از خلیج فارس مختل نشده بود، رشد قیمت محدود باقی ماند. در آمریکا نیز اثر جنگ بر بازار بنزین نسبتا کنترلشده بود. دادههای انجمن اتومبیل آمریکا نشان میدهد میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در ابتدای ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۳.۱۴دلار بود که در اواخر این ماه به حدود ۳.۲۲دلار رسید. بنابراین نخستین جنگ، اگرچه بازار نفت را تکان داد، ولی هرگز به یک بحران سوخت برای مصرفکننده آمریکایی تبدیل نشد. با اعلام آتشبس در ۲۴ژوئن ۲۰۲۵، بخش مهمی از ریسک جنگ به سرعت از قیمت نفت تخلیه شد. بازار به نقطهای رسید که بعدها به یکی از ویژگیهای اصلی معاملات نفت تبدیل شد: «خبر جنگ» دیگر به تنهایی کافی نبود؛ معاملهگران به دنبال نشانهای از اختلال واقعی در عرضه بودند. ماههای بعد، بازار بار دیگر به عوامل بنیادین بازگشت.
رشد اقتصاد چین، سیاست تولید اوپکپلاس، افزایش عرضه تولیدکنندگان خارج از این ائتلاف و احتمال شکلگیری مازاد نفت، مهمترین محورهای معاملات بودند. در هفتههای پایانی فوریه ۲۰۲۶، نفت برنت همچنان در محدوده نسبتا باثباتی قرار داشت. در ۲۷فوریه، آخرین روز معاملاتی پیش از آغاز دور تازه و بسیار گستردهتر تهاجم آمریکا به ایران، برنت در محدوده ۷۲دلار در هر بشکه معامله میشد. در آمریکا نیز قیمت بنزین نزدیک ۳دلار در هر گالن قرار داشت. بنزین ارزان برای دولت دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده یک امتیاز اقتصادی و سیاسی محسوب میشد؛ بهویژه در شرایطی که هزینه زندگی و قدرت خرید خانوارها همچنان از موضوعات حساس افکار عمومی آمریکا بود. اما ۲۸فوریه۲۰۲۶ نقطه شکست این آرامش بود.
جنگ ۴۰ روزه
با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بحران این بار ابعادی کاملا متفاوت پیدا کرد. برخلاف جنگ ۱۲روزه سال۲۰۲۵، بازار دیگر تنها با «احتمال» اختلال در هرمز روبهرو نبود. تردد نفتکشها به تدریج به شدت کاهش یافت و جریان نفت از مهمترین گلوگاه انرژی جهان عملا متوقف شد. قیمت شاخص برنت که پیش از جنگ حدود ۷۲دلار بود، در مدت کوتاهی وارد مسیر صعودی شد. عبور قیمت از ۸۰ و سپس ۹۰دلار تنها آغاز ماجرا بود. با کاهش بیشتر تردد نفتکشها و تشدید حملات، قیمت نفت از مرز ۱۰۰دلار عبور کرد. در اوایل ماه آوریل، برنت به اوج حدود ۱۲۶دلار در هر بشکه رسید. گزارش آژانس بینالمللی انرژی ابعاد شوک را بیسابقه توصیف کرد.
طبق برآورد این نهاد، تولید کشورهای خلیج فارس که از بستهشدن هرمز آسیب دیده بودند، در مقطعی ۱۵میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ بود. مجموع کاهش عرضه جهانی از فوریه تا پایان آوریل نیز به ۱۳میلیون بشکه در روز رسید. این ارقام نشان میداد جهان با یک بحران عادی نفتی روبهرو نیست. بیش از یکمیلیارد بشکه عرضه در طول بحران از دست رفت و ذخایر نفت با سرعتی بیسابقه در طول تاریخ کاهش یافت. اما نکته شگفتانگیز این بود که بازار جهانی فرو نپاشید و برخلاف پیشبینیها قیمت نفت حتی به ۱۵۰دلار در بشکه هم نرسید.
مهار نفت ۱۲۶ دلاری
سه عامل به کمک بازار آمد تا قیمتها حتی در اوج تنش از ۱۲۶دلار در بشکه تجاوز نکنند. نخست، عربستان و امارات بخشی از صادرات خود را به مسیرهای جایگزین منتقل کردند. دوم، کشورهای مصرفکننده از ذخایر نفتی خود برداشت کردند و سوم، تقاضای آسیا بهویژه در چین کاهش یافت. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرد ذخایر مشاهدهشده جهانی تنها در ماه مه ۱۴۳میلیون بشکه کاهش یافت. متوسط برداشت از ذخایر از زمان آغاز بحران به ۴میلیون بشکه در روز رسید و ذخایر دولتی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به پایینترین سطح از دسامبر ۱۹۹۰ سقوط کرد. چین نیز نقش مهمی در تعدیل بحران داشت. کاهش خرید نفت توسط بزرگترین واردکننده جهان بخشی از فشار تقاضا را از بازار برداشت. همزمان، افزایش صادرات نفت حوزه آتلانتیک و آزادسازی ذخایر اضطراری، بشکههای بیشتری را روانه بازار کرد. به بیان دیگر، جهان برای مهار بحران تقریبا تمام ضربهگیرهای خود را فعال کرد.
همین عوامل توضیح میدهد که چرا بازار نفت، با وجود تجربه بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ، از جهش مهارنشدنی قیمتها فاصله گرفت. برنت اگرچه در اوج بحران تا محدوده ۱۲۶دلار صعود کرد، اما نتوانست رکورد حدود ۱۴۷دلاری سال ۲۰۰۸ را تکرار کند؛ دورهای که رشد سریع تقاضای جهانی، محدودیت عرضه و کاهش ظرفیت مازاد، نگرانی از کمبود نفت را به اوج رسانده بود. همچنین برخلاف شوک ناشی از حمله روسیه به اوکراین در سال۲۰۲۲ که تا مدتی بهای برنت را بالاتر از ۱۲۸دلار در بشکه نگه داشت، قیمتها خیلی زود سیر نزولی خود را از سر گرفتند. واکنش بازار نشان داد معاملهگران، بحران را جدی اما قابل مدیریت ارزیابی کردهاند؛ برداشتی که بر اعتماد به ذخایر راهبردی، مسیرهای جایگزین صادرات و توان تولیدکنندگان بزرگ برای تعدیل شوک عرضه استوار بود.
انتهای پیام/




















