به گزارش توسعه۲۴؛ مزیتهای سنتی صنعت ایران در حال فرسایش است؛ انرژی، مواد اولیه و حملونقل دیگر مانند گذشته ارزان و قابل اتکا نیستند. افزایش هزینه و ریسک تامین، مدل تولیدی را که سالها بر نهادههای ارزان و صادرات محصولات پایه استوار بود، تحت فشار قرار داده است.
همچنین، اختلال در زنجیرههای تجارت، فاصله تولیدکننده ایرانی با رقبای منطقهای را بیشتر کرده است. کارشناسان معتقدند ادامه مسیر توسعه با اتکا به رویههای گذشته دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست و مزیت اقتصادی باید از تولید ارزان به سمت بهرهوری و خلق ارزشافزوده بیشتر حرکت کند.
اختلال در مسیرهای دریایی، افزایش هزینه بیمه، محدودیت دسترسی به کشتی و طولانیتر شدن مسیرهای حمل، هزینهای را به تولید اضافه میکند که پیش از این در بسیاری از محاسبات، سهم کمتری داشت. در واقع ممکن است یک محصول همچنان با انرژی و مواد اولیه نسبتا ارزان تولید شود، اما افزایش هزینه رساندن آن به بازار مقصد، مزیت قیمتی آن را از بین ببرد. این تغییر برای اقتصادی مانند ایران مهمتر است، زیرا بسیاری از صنایع بزرگ کشور ماهیت صادراتی دارند و فاصله میان محل تولید و بازار مصرف، بخش قابلتوجهی از هزینه نهایی را تشکیل میدهد.
محمد سیاوشی، تحلیلگر لجستیک و زنجیره تامین، با اشاره به افزایش قابلتوجه هزینههای حملونقل، گفت: هزینههای حملونقل داخلی طی دو سال گذشته حدود ۱۶۵ درصد افزایش یافته و در بخش صادرات نیز مجموعهای از عوامل، حاشیه سود ارزی صادرکنندگان را تحت فشار قرار داده است.
به بیان سیاوشی، افزایش کرایه حمل دریایی، رشد هزینه بیمه ریسک جنگ، محدودیت دسترسی به کشتی، تحریمها، انحراف محمولهها از مسیرهای اصلی و تاخیرهای ناشی از این تغییر مسیرها، از مهمترین عواملی هستند که هزینه لجستیک تجارت خارجی را افزایش دادهاند. این عوامل در مجموع باعث شدهاند هزینه رساندن کالا به بازارهای مقصد، صرفنظر از قیمت خود محصول، به یکی از متغیرهای تعیینکننده در سودآوری صادرات تبدیل شود.
این تحلیلگر لجستیک همچنین درباره تحولات هزینهها از اسفندماه تاکنون تصریح کرد:از سوی دیگر، از اسفندماه به بعد، هزینههای حملونقل و لجستیک بینالمللی برای کالاهای وارداتی، بهویژه محمولههای کانتینری، حدود پنج تا هفت برابر افزایش یافته است.
علیرضا کلاهیصمدی، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، با اشاره به افزایش هزینههای انرژی و حملونقل، گفت: با تغییر ساختار هزینههای تولید، باید بیشتر به سمت صنایعی با ارزش افزوده بالاتر حرکت کرد؛ صنایعی که سهم انرژی در قیمت تمامشده آنها پایینتر است و محصول آنها به اندازهای ارزش دارد که بتواند هزینههای بالاتر حملونقل را نیز تحمل کند.
به گفته او، افزایش هزینههای انرژی و لجستیک میتواند برای صنایعی که بخش قابلتوجهی از قیمت تمامشده آنها به این دو عامل وابسته است، فشار بیشتری ایجاد کند. کلاهیصمدی در این زمینه به صنعت سیمان اشاره کرد و افزود: این مساله در صنعت سیمان بهشدت خود را نشان میدهد و در فولاد نیز تا حدی وجود دارد، بنابراین تداوم این روند، ضرورت بازنگری در الگوی توسعه صنعتی و تمرکز بر تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر را افزایش میدهد.
لزوم بازتعریف مزیتهای صنعتی
مجموع این تحولات به معنای تغییر در الگوی تولید است. در دوره جدید، مزیت صنعتی دیگر صرفا به دسترسی ارزان به انرژی و مواد اولیه وابسته نیست؛ بلکه توان بنگاه در کاهش مصرف انرژی، استفاده از فناوریهای کارآمد، ایجاد ارزش افزوده بیشتر و مدیریت ریسک تامین و حملونقل، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای ایران، این تغییر اهمیت بیشتری دارد. اگر سه پایه سنتی مزیت صنعتی، یعنی انرژی ارزان، خوراک ارزان و حملونقل ارزان، همزمان با افزایش هزینه و ریسک مواجه شوند، تداوم توسعه ظرفیت در صنایع انرژیبر و صادرات محصولات کمارزشافزوده بدون بازنگری در مدل اقتصادی آنها دشوارتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، مساله دیگر صرفا افزایش ظرفیت تولید نیست؛ بلکه این است که چه محصولی، با چه میزان مصرف انرژی و مواد اولیه، با چه سطحی از فناوری و با چه هزینهای به بازار میرسد. اگر عصر تولید ارزان بر پایه نهادههای ارزان رو به پایان باشد، مزیت آینده صنعت ایران نیز باید از «ارزان تولید کردن» به سمت «بیشتر و کارآمدتر ارزش خلق کردن» تغییر کند.
انتهای پیام/

















